مقدمات بحث

پیش از ورود بمباحث فوق بهتر است باموارد زیر اشنا شویم

مفهوم:هر شیئ که در هستی وجود دارد مصداق وانچه ازان مصداق در ذهن نقش میبندد مفهوم است که در قالب یک لفظ بیان میشود مثلا واژه خداوند دارای مفهومی در ذهن ومصداقی در خارج است

اقسام مفهوم:

۱- تصور یعنی صورت اشیاء خارجی در ذهن. تصور خود نیزدو گونه است کلی وجزئی وکلی نیز دو گونه است ذاتی وعرضی  وذاتی برسه نوع وعرضی نیز بر دو نوع میباشد که جمعا انهارا کلیات خمس مینامند(نوع-جنس-فصل-عرضی خاص وعرضی عام)

الف -هر شئی که واقعیت دارد یک نام خاص ویک نام عام دارد نام عام همان کلی ماهوی است ودر منطق انرا نوع نامند مانندانسان که اسم عام من وشماست وذاتی من است هر نوعی مرکب از حداقل یک جنس است مثلا جنس انسان حیوان است که جنس قریب وذاتی نوع است وجدائی هر جنسی از جنس دیگر بافصل است که ذاتی جنس است مانندناطق که فصل میان انسان وسایر حیوانات است اماممکن است وجه تمایز ذاتی نباشد ویک امر عرضی باشد مانند خندان که عرضی خاص انسان است

ب-نسب اربع:میان دومفهوم تصوری  یکی از چهار نسبت وجود دارد

۱-تساوی-مانند خوبی ونیکی  هر نیکی خوب است وهر خوبی نیک است۲-تباین:مانندانسان وچوب هیچ انسانی چوب نیست وهیچ چوبی انسان نیست۳- عموم وخصوص مطلق مانندانسان وحیوان هر انسانی حیوان است ولی هر حیوانی انسان نیست ۴-عموم وخصوص من وجه:مانندفلز ونرمی برخی از فلزات نر مند وبرخی نیستند وبرخی از نرمها فلزند وبرخی نیستند

۲تصدیق یعنی اسناد امری بین دو یا چند تصور مانند اینکه ماه تابان است ماه موضوع وتابندگی محمول واست نسبت بین اندو بعبارت دیگر تصدیق یا قضیه کلامی است که احتمال صدق وکذب در ان باشد.

الف-اقسام قضیه:

۱-حملی:الف:ازنظر کمیت موضوع

شخصیه:موضوع امری جزئیست

مهمله:تعدادافرادنامشخص است

طبیعیه:موضوع طبیعت ذهنی ومفهوم منطقیست

محصوره(مسوره):قضیه ایکه دارای سورباشد این خود ۴گونه است(موجبه جزئیه-موجبه کلیه-سالبه جزئیه-سالبه کلیه)

ب- از نظرنوع وجودموضوع

ذهنی:درذهن وجوددارد مثل انسان کلی است(منطقی)

خارجی:درخارج وجود داردمثل احمد اموزگاراست(حقیقی)

حقیقی:درعالم نفس الامر وجود داردمثل معاد حق است(فلسفی)

ج- ازنظرجهات قضیه(موادثلاث)

واجب-ضرورت ثبوت یاعدم ثبوت که منشا ان وجود است

ممکن- تساوی بسبت ثبوت یاعدم ثبوت که منشا ان ماهیت است

ممتنع-عدم ضرورت ثبوت یاعدم ثبوت که منشا ان عدم است

د-ازنظر نوع حمل:

اولی یا حمل منطقی:میان مفاهیم در ذهن بکار میرود(اتحادموضوع ومحمول مفهومیست واختلاف انها اعتباریست)مانند انسان کلی ا ست

شایع صناعی:میان دوامرخارجی بکارمیرود(اتحادموضوع ومحمول وجودی واختلافشان مفهومیست)وبردوگونه است

بسیط-مانندحسن موجود است(فلسفی)

مرکب-مانند حسن اموزگاراست(حقیقی)

نکته:دو ماهیت درخارج قابل حمل بر یکدیگرنیست یکی بایدذات ودیگری نعتی یاوصفی باشد(لغیره)

۲-شرطی:الف متصله

لزومیه:اگرافتاب بتابد (مقدم)هواروشن میشود(تالی)

اتفاقیه:اگرتوشاعری  (م)دیگری رویگر میشود(ت)

ب-منفصله

حقیقیه:بین دونسبت اجتماع وارتفاع محال است(تناقض)

مانعه الجمع:بین دونسبت اجتماع محال است(تضاد)

مانعه الخلو:بین دونسبت ارتفاع محال است(تضایف)